به نام خدا

وبسایت شخصی مهدی چابک



« خیلی خوش آمدید ، صفای قدمتان! »

Picture

متولد 1369,6,20 در ساری
و دانشجوی رشته نقشه برداری
در این وبسایت میتونید تمام فعالیت ها من رو مخصوصاً در اینترنت ببینید
همچنین لینک تیتر های مطالب وبلاگ هام در پایین صفحه درج میشه

تماس با من



خودکار نامرئی (تقلب) ! خودکار نامرئی (تقلب) !
نوشته هایتان را فقط خودتان ببینید !
همراه بااشعه مخصوص (UV)فقط4000ت
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
همراه با تسهیلات بانکی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

به آرامی آغاز به مردن می کنی

 

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی،

اگر چیزی نخوانی،

 

 

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی،

 

 

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

 

 

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

 

 

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگ های متفاوفت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

 

 

 

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می دارد

و ضربات قلبت را تند تر می کنند

دوری کنی

 

 

تو به آرامی آغاز مردن می کنی

اگر هنگامی که با شغلت ، یا عشقت شاد نیستی ، آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

ار ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی

 

 

امروز زندگی را آغاز کن!

 

                      امروز مخاطره کن!

 

                                        امروز کاری بکن!

 

نگذار که به آرامی بمیری

 

شادی را فراموش نکن!

 

 

اثری از : پابلو نرودا

 

 

Link | Category : نکات سبز بزرگان | Date : 1388/12/16

آنگاه

 

 

آنگه که تقدیر واقع نگردیده ، آنگاهی ست که حقیقت در پشت نقابی پنهان ست .

ظهور روشنی آنگاهی ست که حتی فکرش آزارم میدهد و آنگاه که حتی کلامش آزارشان دهد ، آنگاهی که مزه ی تلخش تا سال ها باقی ماند ، آنگاهی که برای رسیدنش لحظه ها را آماده می کردم  .

 

وهنوز سالهاست که به آنگاه فکر میکنم که مرا یاد رفتنم می اندازند ، تنم مثل یک فرفره به خود می پیچد و می لرزد .

 

از این پس ثانیه شماری میکنم و هنوز دلتنگ آن زمانی م که آنگاه کی فرا رسد .


 

Link | Category : من و خود ِ من | Date : 1388/12/02

می سازد و سازنده ست

 

به خودم رجوع کردم
گفته ها را از ذهن فرایاد آوردم

با تمرکز
بدون هیچ ترتیب خاصی ولی واژه باید خود واژه باشد

 فهمیدم ،

 البته در آنیک لحظه ، دلم و سراسر وجودم سرشار از مهری شده بود به انداره ای بی وصف ، که در ریاضیات یعنی بی نهایت

فهمیدم که:


هر کس همان است که ابراز می کند


محبت ، یکی از تنها وجود واقعی است  !

فهمیدم ، فقط محبت است که می تواند همه چیز را در عالم تغییر دهد  !
اصلاً فهمیدم کیمیایی که به دنبال آن بوده اند محبت ست ! که اگر این اکسیر را به هرچه بزنی تغییر ماهیت دهد !

واژه ، محبت را می سازد و محبت ، واژه را .


می سازد و سازنده ست  !



Link | Category : من و خود ِ من | Date : 1388/11/28

اولین مطلبم

اولین مطلب رو در وبسایتم می نویسم

نوشتنم بدک نیست ، بعضی ها می دونن سبک نوشتنم رو ، اما همگان نه !


عزمم برای نوشتن راسخ هست  ... به ذهنتون این فکر رو راه ندید که اینجا هم نصفه کاره میمونه .

زیاد نمی نویسم ولی سعی میکنم که تقریباً در هر ماه 2-3 مطلب بدم ، مطالبم بسیار کوتاه ه ، سعی میکنم بیش از حد تند و غیر اخلاقی ننویسم ! ،  به مسایل پیش پا افتاده توجه نمی کنم ، شاید اصل های غیر منطقی رو زیر سوال ببرم ، خیلی دوست دارم اصولی بنویسم ، حتماً شخنان زیبای بزرگان رو می نویسم ، ...


و در آخر این مطلب جا داره که از همه دوستان مجازی ام به خاطر این جابه جایی غیر منتظره عذر بخوام

اگر روزی برسه که اینجا تخته شد مطمئن باشید که به میل خودم بسته نشده بلکه ... ... ... ( یا فوت شدم ! )

Link | Category : بی موضوع | Date : 1388/11/13

وبلاگ یادداشتهای من



View Blog | RSS Link

وبلاگ ژئوماتیک



View Blog | RSS Link